مقالات

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • اشرف برسبای* |
  • اشدود* |
  • اشتقاق | صطلاحی در دستور زبان عربی. اشتقاق در لغت به معنی برگرفتن بخشی از یك چیز است (نك‍ : لین، IV / 1577). این كلمه تقریباً معادل علم ریشه‌شناسی1، و در اصطلاح دانشمندان عرب در آوردن یك لفظ از لفظی دیگر است به شرط مناسبت در معنی و تركیب، و مغایرت در ساخت (جرجانی، 27). با توجه به این تعریف می‌توان گفت كه اشتقاق خاستگا...
  • اشجع سلمی | بوالولید (یا ابوعمرو) اشجع بن عمرو (د پس از 203 ق/ 818 م)، شاعر و مداح هارون الرشید
  • اشترخانیان | \aštar xāniyān\، یا اشترجانیان، سلسله‌ای از فرمانروایان ماوراءالنهر (حک‍ 1007- 1199 ق / 1598-1785 م)، که نسب خود را به جوجی، پسر چنگیزخان، می‌رساندند.
  • اشتهارد | \eštehārd\، بخش‌ و شهری‌ از توابع‌ شهرستان‌ كرج،‌ واقع‌ در استان البرز‌. نام‌ اشتهارد در اغلب‌ منابع‌ به‌ همین‌ صورت آمده‌ است‌؛ نادرمیرزا (ص‌ 115) آن‌ را اشتهار آورده‌ است‌ (نیز نك‍ : ملامحمدی‌، 43-44، 46).
  • اشتر علوی | عبدالله بن محمد نفس زكیه (مق‍ 151 ق / 768 م)، از رجال مشهور علوی. مادرش سلمه دختر محمد بن حسن بن حسن (ع) بود (بخاری، 7- 8). وی در مدینه زاده شد و همانجا پرورش یافت. او را به سبب برگشتگی پلك چشمش اشتر می‌گفتند (بیهقی، 1 / 225). نخستین باری كه در منابع، از اشتر یاد می‌شود، مربوط به سال 140 ق است كه منصور خلیفۀ ...
  • اشتب | یا اشتیب، شهری در جمهوری مقدونیه (یوگسلاوی سابق) كنار رودخانۀ برگالنیجا1 از شاخه‌های رود وارْدار و در 70 كیلومتری جنوب شرقی اِسكوپیه، مركز جمهوری، و 32 كیلومتری شرق كوپرولو كه مركز بخش و محل تجارت خشخاش است (میدان لاروس، VI/574)
  • اشتران کوه | از بلندترین رشته‌كوههای كوهستان زاگرس. این رشته كوه بخشی از چین‌خوردگی زاگرس (میانی) است كه در امتداد شمال باختری ـ جنوب خاوری به طول حدود 50 كم‍ و عرض حدود 2 تا 11 كم‍ در فاصلۀ دو شهرستان دورود و الیگودرز از استان لرستان قرار گرفته است، به‌گونه‌ای كه از 10 كیلومتری جنوب خاور شهر دورود (مركز شهرستان دورود) آغ...
  • اشجع معمر* |
  • اشتراکیه* |
  • احمد حرب نیشابوری |
  • اسماعیل بن عبدالله بن عبدالرحیم |
  • اشاعره | اَشاعِره‌، نامی كه بر پیروان مكتب كلامی ابوالحسن علی بن اسماعیل اشعری (ه م‌) اطلاق می‌شود. اشاعره در معنای عام به سنت گرایان یا اهل سنت و جم‍‍اعت گفته می‌شود، یعنی آنان كه در برابر خردگرایان معتزلی، بر نقل (= قرآن و سنت‌) تأكید میورزند و نقل را بر عقل ترجیح میدهند. در این مقاله مبانی اعتقادی اشاعره در 4 بخش ب...
  • اشبیلیه | اِشْبيليّه‌، نام‌ معرب‌ ايالت‌ سويل‌ در جنوب‌ غربى‌ اسپانيا در كرانۀ رود وادي‌ الكبير (گواذ الكيوير).
  • اسوان | اَسْوان‌، استان و شهری كهن و نیز سدی عظیم در مصر. این نام در منابع مختلف به صورتهای گوناگون‌، از جم‍‍له اُسْوان (ابن عبدالحكم‌، 6، 9؛ اصطخری‌، المسالك‌...، 39؛ یاقوت‌، 1/ 269؛ ابن خلكان‌، 1/ 163؛ قلقشندی‌، 1/ 118)، سوان (سهراب‌، 17؛ خوارزمی، 8؛ یاقوت‌، همانجا) و اصوان (خانجی، 9(1)/ 266؛ ضرار، 58) نیز آمده است...
  • اسیوط | اَسْیوط، یا اُسْیوط، بزرگ‌ترین و مهم‌ترین شهر تجاری صعید مصر، واقع در ساحل غربی نیل و همچنین مركز استانی به همین نام‌.
  • اسیری لاهیجی | اَسیری لاهیجی، شم‍س‌الدین محمد بن یحیی بن علی گیلانی (د 912ق‌/ 1506م‌)، عارف‌، شاعر و از مشایخ سلسلۀ نوربخشیه كه «اسیری‌» تخلص میكرد و بدان شهرت یافت‌. از سال ولادت او اطلاع دقیقی در دست نیست‌. اینكه برخی از معاصران او را متولد حدود سال 840ق دانسته‌اند (نك‍ : فسایی، 1195؛ ركن‌زاده‌، 3/ 300)، درست نیست‌، زیرا ...
  • اسنا | اِسْنا، شهری كهن در جنوب مصر علیا و ساحل غربی رود نیل‌. این شهر در 25 و 17 عرض شم‍الی و 30 و 14 طول شرقی، میان ارمنت و ادفو ، و در 42 كیلومتری جنوب ارمنت و حدود 53 كیلومتری جنوب غربی الاقصُر (لوكسور) و 50 كیلومتری شم‍ال ادفو و 44 كیلومتری جنوب شهر باستانی طیبه (ثیبه‌) قرار دارد ( بستانی، 13/ 341، 343؛ خوری‌، ...
  • اسناد | اِسْناد، اصطلاحی در علوم حدیث و آن رسانیدن سخن است به گویندۀ آن با واسطۀ شم‍اری از راویان‌، و بر زنجیرۀ تشكیل شده از راویان تا پیامبر(ص‌) یا دیگر بزرگان دین «سلسلۀ اِسناد» اطلاق میگردد.
  • اسنوی | اِسْنَوی‌، ابو محمد عبدالرحیم بن حسن بن علی قرشی اموی‌، ملقب به جم‍‍ال‌الدین (704-772ق‌/ 1305-1370م‌)، محدث‌، فقیه شافعی مذهب و ادیب مصری‌. حسینی كنیۀ او را ابوعبدالله آورده است (ص 236).
  • اسود عنسی | اَسْوَدِ عَنْسی، اسود بن كعب بن عوف (مقـ 11ق‌/ 632م‌)، از بزرگان یمن كه داعیۀ پیامبری داشت‌. از زندگی او آگاهی اندكی در دست است و آنچه میدانیم نیز، مربوط به اواخر ایام پیامبر اكرم (ص‌) و دعوی پیامبری اسود و جنگهای ردّه است كه با افسانه‌ها درآمیخته است‌.
  • اسمیث | اِسْمیث‌، مارگارت (1884-1970م‌/ 1263- 1348ش‌)، از نخستین زنان خاورشناس انگلستان كه در معرفی اسلام و تصوف به ویژه احوال‌، آثار و عقاید برخی از بزرگان صوفیه سهم بسزایی داشته است‌.
  • اسود بن یعفر | اَسْوَدِ بْن یعْفُر، ابوجراح یا ابونهشل‌، از قبیلۀ بنوتمیم‌، شاعر جاهلی كه گاه اعشی نَهشَلی خوانده می‌شود. نام پدر او یعفُر (به ضم یاء) نیز یاد شده است (ابن سلام‌، 33؛ ابوزید، 24؛ ابوالفرج‌، 13/ 15). روایات‌، او را گاه در میان قبایل گوناگون عرب‌، و گاه در دربار شاهان حیره و غسان نشان داده‌اند كه پیوسته‌، به م...
  • اسیر | اَسیر، یوسف بن عبدالقادر بن محمد حسینی (1230-1307ق‌/ 1815- 1889م‌)، ادیب‌، فقیه‌، شاعر و روزنامه‌نگار لبنانی. یكی از نیاكان او در پی جنگی با اروپاییان‌، مدتی در مالت به اسارت به سر برد و به همین سبب‌، او و خاندانش به اسیر معروف شدند.
  • اسمر | اَسْمَر، عبدالسلام‌ بن‌ سلیم‌ فیتوری‌ (ربیع‌الاول‌ 880 - رمضان‌ 981/ ژوئیۀ 1475 - ژانویۀ1574)،عارف‌ و احیاكنندۀطریقۀ عروسیه‌ (ه م‌). لقب‌ «اسمر»به‌گفتۀ خود عبدالسلام‌ به‌سبب‌ شب‌ زنده‌داریهایش‌ در عبادت‌ به‌ او داده‌ شده‌ است‌ (برمونی، 86 -87)؛ برخی نیز گفته‌اند وی‌ را از آن‌رو اسمر نامیدند كه‌ پوست‌ چهره‌اش‌...
  • اسید بن خضیر بن سماک | اُسِیدِ بْن حُضِیرِ بْن سِماك‌، ابویحیی (د شعبان 20/ ژوئیۀ 641)، از بزرگان قبیلۀ اوس‌، یار پیامبر (ص‌) و یكی از نقبای دوازده‌گانه در بیعت دوم عقبه‌. كنیۀ وی را ابو حضیر و جز آن نیز آورده‌اند (ابن سعد، 3/ 603؛ ابن حبان‌، 13؛ ابن منجویه‌، 1/ 75؛ ابن قیسرانی، 1/ 49؛ ابن عساكر، 3/ 12).
  • اسواری | اَسْواری‌، علی (د 240ق‌/ 854م‌)، متكلم معتزلی و مؤسس فرقۀ اسواریه‌. چنین می‌نماید كه او مانند ابوعیسی اسواری منسوب به گروهی از ایرانیان بودند كه در بصره ساكن شدند و در آن دیار به اَساوِره شهرت یافتند (یاقوت‌،1/ 268؛ ابن‌منظور، ذیل‌سور؛ بستانی، 13/ 352)، چنانكه ابن حزم نیز او را بصری خوانده است (5/ 64).
  • اسود بن یزید نخعی | اَسْوَدِ بْن یزیدِ نَخَعی، ابوعمرو یا ابوعبدالرحمان (د 75ق‌/ 694م‌)، از تابعین مشهور كوفه و یكی از زهّاد ثمانیه‌.
  • اسیر گره | اَسیرْگَرْه‌، قلعه‌ای كهن در شم‍ال شهر برهان پور در ایالت مادْهیاپْرادِش هند كه در 21 و 28 عرض شم‍الی و 76 و 23 طول شرقی قرار دارد (علوی‌، III/ 134).
  • اسیر لکهنوی | اَسیرِ لَكْهْنَوی‌، میرمظفرعلی(1229- 1299ق‌/ 1814-1882م‌)، ادیب‌، شاعر، مترجم‍‍ و نویسنده به زبان فارسی و اردو در شبه قاره‌. پدر وی میر مددعلی مایل از اخلاف محمد صالح كروری بود و نسب به عباس ابن علی(ع‌) میرساند (عشرت‌، 27، 29؛ سری رام‌، 1/ 299).
  • اسود غندجانی | اَسْوَدِ غُنْدِجانی، ابومحمد حسن بن احمد اعرابی، معروف به غندجانی (د بعد از 430ق‌/ 1039م‌)،نسب‌شناس و لغت‌دان‌.نزدیك‌ترین منبع به زمان او، نزهۀ الالباء ابن انباری در سدۀ 6ق است كه در آن چند سطری به او اختصاص یافته است (ص 250-251). مهم‌ترین منبع‌، معجم‍‍ الادباء یاقوت است كه روایاتش را همۀ نویسندگان پس از او ت...
  • اسیر اصفهانی | اَسیرِ اِصْفَهانی (یا شهرستانی)، میرزا جلال فرزند میرزا مؤمن متخلص به اسیر از شعرای دورۀ صفویه در نیمۀ اول سدۀ 11ق‌/ 17م و از بنیان‌گذاران سبك هندی‌.
  • اسمره | اَسْمَره‌، پایتخت‌ جم‍‍هوری‌ افریقایی اریتره‌. این‌ شهر در 15 و 20 عرض‌ شم‍الی و 38 و 55 طول‌ شرقی در منتهیالیه‌ شم‍ال‌ فلات‌ اریتره‌ و 64 كیلومتری‌ جنوب‌ غربی بندر مصوّع‌ قرار گرفته‌ است‌ و 325 ،2متر از سطح‌ دریا ارتفاع‌ دارد و بزرگ‌ترین‌ شهر اریتره‌ محسوب‌ میشود (صبی، 261 ؛ بریتانیكا، میكرو؛ كلیر...؛ «دائرۀ...
  • اسهام | اَسْهام‌، جم‍‍ع سهم به معنی بخش و حصّه‌، اما در معنی خاص‌، اصطلاحی است مالی در دولت عثمانی در مفهوم اوراق قرضه و اسناد خزانه كه به صورت تعهد نامه‌، اسكناس و یا مقرری سالانه واگذار می‌شد. اسهام در اوایل سلطنت مصطفی سوم (ح 1171-1187ق‌/ 1757-1773م‌) رواج یافت‌.
  • اسواریه |
  • اشبونه |
  • اسماعیلیه | اِسْماعیلیه‌، یكی از فرق‌ شیعه‌ كه در اواسط قرن‌ 2ق‌/ 8م‌ پدیدار گشت‌ و سپس‌ به‌ شاخه‌ها و گروههایی چند منقسم‌ شد. اسماعیلیان‌، همچون‌ شیعیان‌ امامی، امامت‌ را به‌ نص‌ میدانستند، اما در بارۀ سلسلۀ امامان‌ پس‌ از امام‌ صادق‌ (ع‌)، با دیگر پیروان‌ آن‌ امام‌ دچار اختلاف‌ گشتند. این‌ فرقه‌ نام‌ خود را از اسماعیل‌...
  • اسماعیل نقاشباشی اصفهانی | اِسْماعیل‌ نَقّاشْباشی اِصْفَهانی (یا محمد اسماعیل‌)، از نگارگران‌ پركار و صاحب‌ سبك‌ و فرنگی ساز در نقاشی روغنی (زیرلاكی) و آبرنگ‌ سدۀ 13ق‌/ 19م‌. كسانی او را برادر كهتر آقا نجف‌علی اصفهانی نقاش‌ نامدار قلمدان‌ و قاب‌ آینه‌ میدانند (سپهرم‌، 25)، اما كریم‌ زاده‌ به‌ استناد قبالۀ ازدواج‌ دختر آقانجف‌ موجود در ...
  • اسماعیل جلایر | اِسْماعیل جَلایر، از نگارگران‌ صاحب‌ سبك‌ دورۀ ناصری‌. وی‌ نخست‌ از شاگردان‌ دارالفنون‌ بود و سپس‌ به‌ استادی‌ همین‌ مدرسه‌ رسید (معیرالممالك‌، 277؛ كریم‌زاده‌، 1/ 77).
  • اسماعیل پاشا، خدیو | اِسْماعیل‌ پاشا، خَدیو (17 رجب‌ 1245 - 5 رمضان‌ 1312ق‌/ 12 ژانویۀ 1830- 2 مارس‌ 1895م‌)، دومین‌ پسر ابراهیم‌ پاشا (ه م‌) و پنجمین‌ والی‌ مصر از خاندان‌ محمدعلی‌ پاشا و نخستین‌ حاكم‌ آنجا كه‌ رسماً عنوان‌ «خدیو» گرفت‌.
  • اسماعیلیه | اِسْماعیلیه‌، استان‌، شهر و كانالی در مصر:
  • اسماعیل بن جعفر | اِسْماعیل‌ بْن‌ جَعْفَر، فرزندارشدامام‌جعفرصادق‌(ع‌) كه‌ خلفای‌ فاطمی‌ و امامان‌ اسماعیلی‌ وی‌ را جد خود و جانشین‌ بر حق‌ امام‌ صادق‌(ع‌) می‌دانند و اعتقاد به‌ امامت‌ او سرآغاز جدایی‌ شاخۀ اسماعیلیه‌ از شیعیان‌ امامی‌ است‌. اصطلاح‌ اسماعیلیه‌ به‌ عنوان‌ یكی‌ از فرق‌ شیعی‌ برگرفته‌ از نام‌ اوست‌.
  • اسماعیل بن یسار | اِسْماعیل‌ بْن‌ یسار، ابوفائد نسایی‌، شاعر شعوبی‌ اواخر سدۀ 1 و اوایل‌ سدۀ 2ق‌ (د پیش‌ از 130ق‌/ 748م‌). اسماعیل‌ با 178 بیتی‌ كه‌ به‌ او نسبت‌ داده‌اند و عمدتاً در اغانی‌ ابوالفرج‌ اصفهانی‌ گرد آمده‌، آنچنان‌
  • اسماعیلی | اِسْماعیلی، ابوبكر احمد بن‌ ابراهیم‌ بن‌ اسماعیل‌ جرجانی (277- اول‌ رجب‌ 371ق‌/ 890 -31 دسامبر 981م)‌)، محدث‌ و فقیه‌ شافعی. نیای‌وی‌اسماعیل‌،خود از راویان‌بود و سهمیدر تاریخ ‌جرجان‌ (ص‌ 129-130) از وی‌ مستقلاً نام‌ برده‌ است‌ (نیز نك‍ : اسماعیلی، 2/ 577). پدرش‌ به‌ تحصیل‌ فرزند عنایتی تام‌ داشت‌ و ظاهراً خود...
  • اسماعیل حقی بروسوی | اِسْماعیل‌ حَقّی‌ بُروسَوی‌، (یا اسكداری‌، اسكوداری‌) (1063 - 1137ق‌/ 1653- 1725م‌)، مفسر، شاعر و از مشایخ‌ فرقۀ جَلوتیه‌. كنیۀ او ابوالفدا، نام‌ پدرش‌ مصطفی‌ و جدش‌ بایرام‌ قاووش‌ پسر شاه‌ خدابنده‌ بود. پدر اسماعیل‌ در استانبول‌ می‌زیست‌ و یك‌ سال‌ پیش‌ از تولد وی‌ به‌ سبب‌ آتش‌ گرفتن‌ خانه‌ و از هم‌ پاشیدگی...
  • اسماعیل دوم صفوی | اِسْماعیل‌ دُوُّم‌ صَفَوی‌، ابوالمظفر شاه‌ اسماعیل‌ دوم‌ (سلـ 984- 985ق‌/ 1576-1577م‌)، فرزند دوم‌ شاه‌ طهماسب‌ اول‌، و سومین‌ فرمانروای‌ صفوی‌.
  • اسماعیل بن سبکتگین | اِسْماعیل‌ بْن‌ سَبُكْتَگین‌ (د پس‌ از 389ق‌/ 999م‌)، برادر محمود غزنوی‌ و رقیب‌ او در آغاز حكومت‌ كه‌ پس‌ از مرگ‌ پدر یك‌ چند در غزنه‌ فرمان‌ راند.
  • اسماعیل بن خلف | اِسْماعیل‌ بْن‌ خَلَف‌، ابوطاهر اسماعیل‌ بن‌ خلف‌ بن‌ سعید بن‌ عمران‌ انصاری‌ سَرَقُسطی‌ اندلسی‌ (د 455ق‌/ 1063م‌)، مُقری‌، ادیب‌ و عالم‌ مالكی‌ مصر. كنیۀ او را ابوالطیب‌ نیز نوشته‌اند (ذهبی‌، 1/ 341). برپایۀ انتساب‌ او به‌ سَرَقُسطه‌ و اندلس‌، چنین‌ می‌نماید كه‌ اصل‌ او از آن‌ دیار بوده‌ باشد (زاهد، 5). وی‌ ...
  • اسماعیل بن نوح | اِسْماعیل‌ بْن‌ نوح‌، ابو ابراهیم‌ منتصر (مق 395ق‌/ 1005م‌)، آخرین‌ امیر سامانی‌.

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: